یادداشت‌های علیرضا حنیفی

محلی برای به اشتراک‌گذاری یادداشت‌های سینمایی‌، ادبی و ...

یادداشت‌های علیرضا حنیفی

محلی برای به اشتراک‌گذاری یادداشت‌های سینمایی‌، ادبی و ...

یادداشت‌های علیرضا حنیفی

منْ علی‌رضا حنیفی هستم.
**

کانال تلگرامی که در آن نقدهایم را منتشر می‌کنم:
@ahanifi

و همچنین برای دیدن ستاره‌هایم به فیلم‌ها و مختصر حرف‌هایم راجع به‌شان، به این لینک مراجعه فرمایید:
letterboxd.com/A_Hanifi

**
استفاده از مطالب این وبلاگ به شرط اجازه از بنده و ارجاع به منبع اصلی آن بلامانع است.

آخرین مطالب

برای دسترسی آسان‌تر به مطالب وبلاگ می‌توانید از این فهرست موضوعی استفاده کنید:

 

 

 


 

نقد فیلم
راهنما: اثر (مؤلف) | سال انتشار | ارزیابی از چهار


 

خارجی:

 

نقدی بر فیلم Sherlock Jr (باستر کیتون) | ۱۹۲۴ | چهار

نقدی بر فیلم Faust (فردریش ویلهلم مورنائو) | ۱۹۲۶ | سه

نقدی بر فیلم The Best Years of Our Lives (ویلیام وایلر) | ۱۹۴۶ | چهار

نقدی بر فیلم The Treasure of the Sierra Madre (جان هیوستون) | ۱۹۴۸ | سه

ضدیادداشتی بر فیلم Ace in the hole (بیلی وایلدر) | ۱۹۵۱ | سه

ضدیادداشتی بر فیلم Strangers on a Train (آلفرد هیچکاک) | ۱۹۵۱ | سه

نقدی بر فیلم Umberto D (ویتوریو دسیکا) | ۱۹۵۲ | سه

نقدی بر فیلم Nights of Cabiria (فدریکو فلینی) | ۱۹۵۷ | سه

نقدی بر فیلم Touch of Evil (اورسون ولز) | ۱۹۵۸ | صفر

نقدی بر فیلم Gertrud (کارل تئودور درایر) | ۱۹۶۴ | صفر

نقدی بر فیلم El Dorado (هوارد هاکس) | ۱۹۶۶ | سه

نقدی بر فیلم Snatch (گای ریچی) | ۲۰۰۰ | سه

نقدی بر فیلم A Beautiful Mind (ران هووارد) | ۲۰۰۱ | دو

نقدی بر فیلم Oldboy (پارک چان‌ووک) | ۲۰۰۳ | صفر

نقدی بر فیلم No Country for Old Men (جوئل و اتان کوئن) |  ۲۰۰۷ | صفر

نقدی بر فیلم Shutter Island (مارتین اسکورسیزی) | ۲۰۱۰ | یک

نقدی بر فیلم Faust (الکساندر سوکوروف) | ۲۰۱۱ | صفر

نقدی بر فیلم Melancholia (لارس فون‌تریه) | ۲۰۱۱ | صفر

نقدی بر فیلم Once Upon a Time in Anatolia (نوری بیلگه‌جیلان) | ۲۰۱۱ | صفر

نقدی بر فیلم Caesar Must Die (پائولو و ویتوریو تاویانی) | ۲۰۱۲ | صفر

نقدی بر فیلم Nebraska (الکساندر پین) | ۲۰۱۳ | صفر


برگرفته شده ازcriticfilm.blog.ir

نقدی بر فیلم Toni Erdmann (مارن آده) | ۲۰۱۶ | صفر

نقدی بر فیلم First Reformed (پل شریدر) | ۲۰۱۷ | دو

نقدی بر فیلم A Quiet Place (جان کرازینسکی) | ۲۰۱۸ | یک

نقدی بر فیلم Isle of Dogs (وس اندرسون) | ۲۰۱۸ | یک

نقدی بر فیلم Cold War (پاول پاولیکفسکی) | ۲۰۱۸ | یک

ضدیادداشتی بر فیلم BlacKkKlansman (اسپایک لی) | ۲۰۱۸ | صفر

نقدی بر فیلم The Guilty (گوستاو مولر) | ۲۰۱۸ | یک

نقدی بر فیلم Everybody Knows (اصغر فرهادی) | ۲۰۱۸ | صفر

نقدی بر فیلم First Man (دیمین شزل) | ۲۰۱۸ | صفر

نقدی بر فیلم Climax (گاسپار نوئه) | ۲۰۱۸ | سه

نقدی بر فیلم Roma (آلفونسو کوآرون) | ۲۰۱۸ | یک

نقدی بر سریال Chernobyl (یوهان رنک) | ۲۰۱۹ | یک

نقدی بر فیلم The Fall (جاناتان گلیزر) | ۲۰۱۹ | سه

 

 

 

 

ایرانی:

 

نقدی بر فیلم طلای سرخ (جعفر پناهی) | ۱۳۸۲ | یک

نقدی بر فیلم فروشنده (اصغر فرهادی) | ۱۳۹۵ | صفر

نقدی بر فیلم اتاق تاریک (روح‌الله حجازی) | ۱۳۹۶ | صفر

نقدی بر فیلم برادرم خسرو (احسان بیگلری) | ۱۳۹۶ | صفر

ضدیادداشتی بر فیلم تنگۀ ابوقریب (بهرام توکلی) | ۱۳۹۶ | صفر

نقدی بر فیلم عرق سرد (سهیل بیرقی) | ۱۳۹۶ | صفر

نقدی بر فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده (هومن سیدی) | ۱۳۹۶ | صفر

نقدی بر فیلم هزارپا (ابوالحسن داوودی) | ۱۳۹۷ | صفر

ضدیادداشتی بر فیلم مسخره‌باز (همایون غنی‌زاده) | ۱۳۹۷ | صفر

نقدی بر فیلم ماجرای نیمروز: ردّ خون (محمدحسین مهدویان) | ۱۳۹۷ | صفر

نقدی بر فیلم قصر شیرین (رضا میرکریمی) | ۱۳۹۷ | یک


برگرفته شده ازcriticfilm.blog.ir
ضدیادداشتی بر فیلم تنگه ابوقریب

برگرفته شده ازcriticfilm.blog.ir

 

 


نقد ادبی

راهنما: اثر (مؤلف) | سال انتشار | ارزیابی از چهار


 

خارجی:

 

نقدی بر رمان قمارباز (فئودور داستایفسکی) | ۱۸۶۷ | سه

نقدی بر نمایشنامۀ خیاط (اسلاومیر مروژک) | ۱۹۶۴ | یک

نقدی بر رمان جزء از کل (استیو تولتز) | ۲۰۰۸ | صفر

 

ایرانی:

 

نقدی بر رمان طریق بسمل شدن (محمود دولت‌آبادی) | ۱۳۹۷ | صفر

 

 

 

 


مقالات


 

«کیو کیو بنگ بنگ!» (بررسی انتقادی مقولۀ «خشونت» در سری فیلم‌های کوئنتین تارانتینو)

«سازش‌ناپذیر» (مروری بر کارنامۀ فیلمسازی کلینت ایستوود)

ضدیادداشت بر فیلم Ace in the hole

برگرفته شده ازcriticfilm.blog.ir
ضدیادداشت بر فیلم Ace in the hole

برگرفته شده ازcriticfilm.blog.ir
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۰
علیرضا حنیفی

 

داستان بلند قلب سگی | میخائیل بولگاکف | ترجمه از آبتین گلکار | نشر ماهی | ۱۹۲۵

 

ارزیابی: خوب

 

«انقلاب؛ درونی یا برونی؟»

 

معمولا این‌گونه گفته می‌شود که جملۀ آغازین یک رمان و یا داستان مهم‌ترین جملۀ آن اثر است. با اعتقاد به این جمله، مجدد به جملۀ آغازین داستان بلندِ قلب سگی مراجعه کردم و اوضاع پیچیده‌تر شد: «عو-وو-و-و-و-عوعو-عوو-عوو! آهای، مرا نگاه کنید من دارم می‌میرم!» [۱] جمله‌ای پرشور که از زبان سگِ داستان –که بعدها شاریکوف نام می‌گیرد- شنیده می‌شود. گویی به نظر می‌آید روایت داستان از زبان این سگ شنیده شود و یا لااقل دنیا از نگاه وی دیده شود و علاوه بر این، قرار است روایتی پرسوز را شاهد باشیم. امّا این گونه نبود و با پیش‌رفتِ داستان به طور کلی تصوراتم به هم ریخت. راوی داستان عوض شد و روایت نیز حتّی اندکی تمایل به نمایش احساسات‌گرایی نشان نداد. این تناقض‌های ظاهریْ اساسِ مواجۀ من با این اثر را تشکیل می‌دهند و سعی می‌کنم از همین تناقض‌ها مدخلی برای ورود به اثر پیدا کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۹ ، ۱۱:۰۱
علیرضا حنیفی

 

 

سریال توئین پیکس (دیوید لینچ و مارک فراست)، آخرین رقص (جیسون هیر)، مردم_عادی (لنی آبراهامسون و هتی مک دونالد) و ادی (جک تورن)

 

در بحبوبۀ کرونا که وقت بیشتری داشتم به سمت سریال‌های بیشتری رفتم. یک سریال کلاسیک و کالت دیدم و سه سریال روز.  به طرز عجیبی هر چهار سریال را هم دوست داشتم. آن سه سریال که محصول امسال هستند، قطعا در لیست بهترین‌های امسالم جایی در آن بالاها خواهند نشست. آن یکی سریالِ کالت هم که از آخرین فصل‌اش چند سالی بیش نمی‌گذرد، جایی در لیستِ بهترین‌های عمرم خواهد نشست. نکتۀ عجیب این دوست داشتن نیز از آنجا نشئت می‌گیرد که مدّت‌ها دوگانه‌ای مثل فیلم سینمایی و سریال را جدی می‌گرفتم ولی، فکر می‌کنم دیگر دوران این دوگانه‌ها گذشته است. به خصوص با دیدن مواردی همچون توئین پیکس که نه تنها کیفیت سینمایی دارند بلکه، در ساحتی قدم زده‌اند که مرزهای سینما را گسترش داده‌اند. برای این موضوع به طور خاص قسمت هشتم از فصل سوم توئین پیکس را مدنظر دارم؛ جایی‌که سینمای تجربی آمریکا درون یک سریال به بلوغ می‌رسد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۹ ، ۲۰:۱۴
علیرضا حنیفی

«سازش‌ناپذیر»

 
در ستایشِ‌ کلینت ایستوود که در آستانۀ ورود به دهۀ نهمِ زندگیِ پربارش است.

 

 

انسان ممکن است نابود شود، ولی هرگز شکست نخواهد خورد.

اکنون زمان آن نیست که بیندیشی چه نداری، فکر کن با آنچه هست چه می‌توانی بکنی.

__ارنست همینگوی، پیرمرد و دریا__

 

 

کلینت ایستوود در آستانۀ ورود به نود سالگی است و هم‌چنان فیلم‌هایش از مهم‌ترین و بهترین‌ فیلم‌های سال هستند. در واقع، کاری که او اکنون در حال انجام آن است بی‌شباهت به کار ستُرگ سانتیاگویِ پیرمرد و دریا نیست؛ پیوسته با فیلم‌های مختلف‌اش راه‌های جدیدی را برای خودش و مایِ مخاطب می‌گشاید. هم ایستوود و هم سانتیاگو با ایمانِ به خود دست به ماجراجویی‌هایی زده‌اند که شکست‌ناپذیری خودشان را در طول زمان ثابت کرده‌اند؛ هرچند که ممکن است در نهایت نابود شوند؛ همچونِ والت کوالسکیِ گرن‌تورینو (2008) که در نهایت می‌میرد ولی، فاتحانه این دنیا را ترک می‌کند. به همین خاطر است که ایستوود را بزرگترین فیلمساز زندۀ جهان می‌دانم. او طی نیم‌ قرن فیلمسازی، نه شکستی خورده و نه گذاشته است که آرمان‌هایش رنگ ببازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۹ ، ۰۲:۰۸
علیرضا حنیفی

فیلم کوتاه سقوط | جاناتان گلیزر | فیلمنامه از جاناتان گلیزر |  ۲۰۱۹

 

نقد فیلم

ارزیابی: خوب

 

«سقوطِ آدمی»

 

«عجیب و غریب» دم‌دستی‌ترین ترکیب برای توصیف فیلم کوتاه جاناتان گلیزر است. البتّه این ترکیب کم‌و‌بیش قابل تعمیم به کل سینمای وی و حتّی شخص فیلمسازش نیز هست. برای این موضوع، تنها کافی است اشاره کنم که گلیزر همان کسی است که ساخت فیلم «زیرِ پوست» (محصول سال ۲۰۱۳) را در کارنامۀ خودش دارد. این فیلم کوتاه تا به اینجای سال، برایم محبوب‌ترین فیلمِ سال بوده، هر چند که بعید است بتواند این مقام را حفظ کند. ناسلامتی امسال، سالِ بزرگان است؛ دنبال کس خاصی می‌گردید؟ اسکورسیزی و ایستوود را می‌‌گویم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۸ ، ۰۷:۲۰
علیرضا حنیفی

 

 

فیلم بلند داستانی قاپ‌زنی | گای ریچی | فیلمنامه از گای ریچی | ۲۰۰۰

 

 

نقد فیلم

ارزیابی: خوب

 

«الماس رو بردار و فرار کن!»

 

جالب است که بدانیم «قاپ‌زنی» دومین فیلم گای ریچی بوده و اولین فیلم وی نیز تحت عنوان «ضامن، خشاب و دولول تازه شلیک شده» در همین حال‌وهوایِ قاپ‌زنی بوده. در واقع، فیلم اول گای ریچی، تمرین و مقدمّه‌ای بر ساختار پیچیدۀ دومین فیلم‌اش بوده. البتّه به خوبی می‌دانم که گای ریچی بعد از این دو فیلم مسیر آنچنان جالبی را طی نکرده است. اوضاع اینقدر وخیم شده است که پوستر، عوامل و تیزرهای فیلم‌هایش، به تنهایی، می‌توانند مخاطب را از تماشای فیلم‌هایش منصرف کنند. گویا آقای ریچی آخرین فیلمش علاءالدّین بوده که نقد و یادداشت مثبتی از این فیلم به چشم نخورده است. البتّه این روند قابل پیش‌بینی هم بود. چرا که با ازدواج با مدونا، از دست رفتن چشمه‌های خلاقیت و اصالت هنری کمترین بهایی است که باید بابتش پرداخت. بگذریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۸ ، ۰۱:۱۷
علیرضا حنیفی

جوایز بخش جشنوارۀ فیلم ونیز به ریاست لوکرسیا مارتل اعلام شد:

aws009.mtprotoline.top

dd8b2394ad2ecef7e607d5f52b31a45768

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۵۲
علیرضا حنیفی

 

فیلم بلند داستانی قصر شیرین | رضا میرکریمی | فیلمنامه از محسن قرایی و محمد داوودی | ۱۳۹۷

 

نقد فیلم

ارزیابی: بد

 

« خیلی دور، و به ندرت، خیلی نزدیک»

 

پیش از تماشایِ «قصر شیرین»، سینمای میرکریمی را با عبارت «بلاهت معصومانه» توصیف می‌کردم. این ترکیب موجز اعتبار خود را از دو رکنِ اساسی سینمای میرکریمی بدست می‌آورد: سادگیِ روایتِ فیلم‌های وی و از طرفی دیگر، نگرش سطحی فیلم‌ساز به موضوعات مختلف. به عنوان نمادی برای عبارتِ بلاهت معصومانه می‌توانم به شخصیت دکتر عالمِ فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» اشاره کنم. شخصیتی -در ظاهر- خداناباور که در اثر نگرش سطحی فیلمساز تنها در حدوقامت یک قهرکننده با خدا ظاهر می‌شود. به همین خاطر، بیشتر لحظاتِ سینمای میرکریمی برای من از لحاظ احساسی «خیلی دور» تلقّی می‌شوند. امّا هر از چندگاهی نیز، سینمای میرکریمی بارقه‌هایی از سینمای ناب را در خود نشان می‌دهد. برای من یکی از این لحظات نابی که سینمای میرکریمی برایم خلق کرده است، صحنه‌های ابتداییِ حضور روحانیِ فیلم «زیر نور ماه» در زیر پل است. لحظاتی که هر چند از نظر زمانی طول آنچنانی ندارند امّا، از معدود صحنه‌هایی است که مرا به فیلم و حس‌وحالش «خیلی نزدیک» می‌کند. با این پیش‌فرض نسبت به فیلم‌های میرکریمی، «قصر شیرین» با ازدست رفتن باورپذیری در روایت همراه شده که مرا در وضعیت جدیدِ «خیلی دور، و به ندرت، خیلی نزدیک» نسبت به فیلمساز –و فیلمش- قرار می‌دهد. و البتّه در صورت امتداد این وضعیت به فیلم‌های بعدی، می‌توان این موضوع را هشداری برای از دست رفتن یک فیلمساز بااستعداد تلقّی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۸ ، ۲۰:۲۲
علیرضا حنیفی

جوایز بخش مسابقۀ فستیوال سینمایی کن به ریاست آلخاندرو گونزالو ایناریتو به صورت زیر اعلام شد:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۸ ، ۰۱:۳۶
علیرضا حنیفی

سریال چرنوبیل | یوهان رنک | خالق کریگ مازن | ۲۰۱۹

 

نقد فیلم

ارزیابی: بد

 

«به امّید آنکه کسی دروغ نگوید!»

 

سریال‌هایی که دیده‌ام از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی‌کند. پس با خوش‌شانسی، صلاحیت و مصالح آن را ندارم که در مورد صفت این روزهای سریالِ چرنوبیل، بهترین سریالِ تاریخ، صحبتی کنم.

به گمانم بهتر باشد در مواجه با این سریال تاریخی گام‌گام پیش بروم تا صورت‌بندی مسائل با هم قاطی نشود.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۸ ، ۲۳:۲۴
علیرضا حنیفی


فیلم بلند داستانی رُما | آلفونسو کوآرون | فیلمنامه از آلفونسو کوآرون | ۲۰۱۸

 

نقد فیلم

ارزیابی: بد

 

«مهندسی فیلم و تبعات آن»

 

اوّلین اکران «رُما» در جشنوارۀ فیلم ونیز بود که با استقبال بی‌نظیر منتقدان و هیئت داوران روبرو شد. منتقدان آن را یک شاهکار نامیدند و هیئت داوران نیز جایزۀ اول خود، شیر طلایی، را به فیلم جدید «آلفونسو کوآرون» دادند. البتّه این تمام حواشی اکران رما در ونیز نبود. در بخشی از کنفرانس مطبوعاتی فیلم، کوآرون مجبور شد از سرمایه‌گذاریِ نتفلیکس سخن بگوید؛ سخنانی که بیش ‌از هر چیز، عدم اکران فیلم بر روی پرده‌های سینما را قصد داشت، توجیه کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۸ ، ۲۱:۴۶
علیرضا حنیفی


فیلم بلند داستانی شرلوک جونیور | باستر کیتون | فیلمنامه از کلاید براکمن، جوزف میچل و جین هاوه | ۱۹۲۴

 

نقد فیلم
ارزیابی: شاهکار

  «سینما؛ کارخانۀ رویاسازی»


بعضی از دوستانم با کنایه‌ای حاکی از کم‌سوادی مرا متّهم می‌کنند که تو در دوران کلاسیک مانده‌ای، و یا عدّه‌ای با محافظه‌کاری می‌گویند که سلیقه‌ات تو را ناگزیر به سمت کلاسیک‌ها می‌کشاند. همان‌طور که از این توصیف‌ها برمی‌آید، من یک سینه‌چاک سینمای کلاسیک هستم؛ امّا در این بین، بحثِ سلیقه و یا عقب‌ماندگی از زمانه مطرح  نیست. بلکه، بحثِ استدلال و هنر در میان است. من عاشق سینمای کلاسیک هستم؛ چون به معنای واقعی کلمه لایق به دوش کشیدن عنوانِ «سینما»یِ ناب است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۳۲
علیرضا حنیفی


فیلم_تجربی خانه‌ای که جک ساخت | لارس فون‌تریه | فیلمنامه از لارس فون‌تریه | ۲۰۱۸

 

«پیش‌درآمدی بر فیلم جدید فون‌تریه»

 

پیش‌تر در نقد ملانکولیا که در همین کانال در دسترس است- گفته بودم که باید چه بشود تا فیلم دیگری از فون‌تریه ببینم! ولی الان، حتّی کیفیت بلوری فیلم جدیدش نیامده، آن را دانلود کرده و روی پرده تماشایش کردم. فیلمی که حسّابی در محافل آکادمیک تحویل گرفته شده و در بین سه فیلم منتخب کایه‌دو‌سینما در سال نیز وجود دارد. حقیقت آن بود که حق با بقیه بود و این فیلم فون‌تریه اثری منحصر به فرد در کارنامۀ وی شده. الان که یکبار فیلم را دیده و این یادداشت را می‌نویسم، هنوز نسبت به فیلم موضع و ارزیابی خاصّی ندارم. فیلم جدید فون‌تریه بسیار دیرفهم است و نیاز به تامّلی بیشتر دارد. پس در واقع، این یادداشت به گونه‌ای پیش‌دیدار و راهنمایی برای تماشای دوّم من- و احیانا شما- است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۷ ، ۱۱:۱۹
علیرضا حنیفی

جشنوارۀ فیلم برلین به اتمام رسید، و جوایز اصلی آن نیز مشخص شد. هیئت داوران امسال، به سرپرستی ژولیت بینوش، جوایز را این‌گونه اعلام کردند:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۳۷
علیرضا حنیفی


فیلم تجربی کلایمکس | گاسپار نوئه | فیلمنامه از گاسپار نوئه | ۲۰۱۸

 

نقد فیلم

ضدیادداشت

ارزیابی: خوب

 

«مهمانی نفرین‌شده»

 

واقعیت‌اش نمی‌توانم انکار کنم؛ انگار از فیلم جدید گاسپار نوئه خوشم آمده است-عجب گناه بزرگی!-. هیچ یک از فیلم‌های قبلی نوئه، فیلم مورد علاقه‌ام نبوده‌اند؛ بجز «برگشت‌ناپذیر» که آن را هم فیلم قابل تماشا و مهمّی می‌دانستم. امّا، این فیلم دیوانه‌وار «گاسپار نوئه» حقیقتا فیلم بدی نیست. چرا که معتقدم نوئه در این فیلم به تعادلی میان ایده‌ها و گذر از مرزهای سینما- و یک فیلم بلند داستانی رسیده است. به بیان دیگر، این فیلم نوئه از بین دیگر آثار وی کمترین مایه را برای قرارگیری در دسته‌بندیِ «فیلم تجربی» دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۲۹
علیرضا حنیفی


فیلم بلند داستانی ماجرای نیمروز: ردّ خون | محمدحسین مهدویان | فیلمنامه از ابراهیم امینی و حسین ترب‌نژاد | ۱۳۹۷

 

جشنوارۀ فیلم فجر

نقد فیلم

ارزیابی: فاجعه

 

«گیشه دستور می‌دهد!»

 

آنچنان طرفدار ماجرای نیمروز نبودم و طبعا الان هم نیستم. هر چند که معتقدم ماجرای نیمروز ، بهترین فیلم آنْ سالِ جشنوارۀ فجر بود. با این وصف، و سابقۀ فیلمساز با استعداد آن- «محمّدحسین مهدویان»- «ماجرای نیمروز: ردّخون»، یک عقب‌گرد جدّی است. ردّ خون در حسرتِ نگاه بدیع فیلمسازش است و بلاتکلیف. این فیلم با نگاه به گیشه، خود را در سینمای ایران وجود یافته می‌بیند. در واقع، ردّ خون تمام بدی‌های ماجرای نیمروز را دارد به انضمام مشکلات جدیدتری که یک سنّت تقریبا همیشگی- سینمایی را یادآور می‌شود: در بیشتر مواقع دنبالۀ فیلم‌ها از خود فیلمِ اصلی ضعیف‌تر هستند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۷
علیرضا حنیفی


رمان جزء از کُل | استیو تولتز | ترجمه از پیمان خاکسار | نشر چشمه | ۲۰۰۸

 

نقد رمان

ارزیابی: فاجعه

 

«سوءتفاهمی با شکلِ قصه‌ای مکتوب»


 

گاهی اوقات وسوسه می‌شوم که رمان‌های جدید را هم بخوانم؛ نه برای آنکه یک اثر خوب بخوانم، بیشتر برای آنکه ببینم سلیقۀ عامّۀ کتاب‌خوان‌ها چگونه است- البتّه می‌دانم فاجعه‌ای بیش نیست!-. می‌گویند رمانِ «جزء از کل» جایزۀ بوکر را برده، کتاب چه درنسخۀ انگلیسی و چه در نسخۀ فارسی به دفعات زیاد، تجدید چاپ شده و از این دست تعاریف. ولی، بیاید رُک و راست همین ابتدای بحث سنگ‌هایمان را وا بکّنیم. اگر ادبیات و به طور خاص رمان را مجموعه‌ای از جملات قشنگ(؟) می‌دانید، و یا رمان می‌خوانید که بخندید و با شخصیت‌ها تنها «حال» بکنید، و یا رمان می‌خوانید که صرفا چیزی خوانده باشید و به میانگین سرانۀ مطالعۀ کشور کمک کرده باشید؛ «جزء از کل» خودِ جنس است؛ هم جملات باحال زیاد دارد، هم مضحک و خنده‌دار است و هم می‌توانید با حضور نقاشیِ اشر، رویِ جلدِ کتاب، بهانه‌ای برای چند پُست اینستاگرامی بدست بیاورید- خُب ناسلامتی بوکر برده!-.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۷ ، ۰۴:۱۳
علیرضا حنیفی


فیلم بلند مسخره‌باز | همایون غنی‌زاده | فیلمنامه از همایون غنی‌زاده | ۱۳۹۷

 

ضدیادداشت

نقد فیلم

ارزیابی: فاجعه

 

«ارجاع می‌دهم؛ پس هستم!»

 

اگر تا به حال فرصت تماشای «مسخره‌باز» غنی‌زاده را نداشته‌اید، قطعا کار بسیار واجب و مهمّی داشته‌اید والّا تا به حال باید فیلم را تماشا کرده باشید. هر چند که فیلم را ابدا دوست نداشتم، امّا، به همه دیدن این فیلم را توصیه می‌کنم.  اندر احوال فیلم صرفا این را بگویم که مسخره‌باز، اجتماعی نیست؛ اصلا، فیلم نه در زمان خاصی اتفاق می‌افتد و نه در جغرافیای خاصی. اولین فیلم همایون غنی‌زاده می‌توانست یک اثر بسیار خوب و دلنشین باشد، ولی، فیلمساز با طیِ طریقی سخت، ادعایی گزاف می‌کند که به شدت هم اثرش را به زمین‌ می‌زند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۷ ، ۱۴:۱۶
علیرضا حنیفی



فیلم بلند داستانی نخستین انسان | دیمین شزل | فیلمنامه از جاش سینگر (بر اساس اقتباس از رمانی از جیمز آر. هانسن) | ۲۰۱۸

 

نقد فیلم

ارزیابی: فاجعه


«واماند‌هْ میانِ‌ ژانرها»


 
نماهای بسته و کات‌های سریع از همان نماهای نخستین فیلم به دیدگان مخاطب هجوم می‌آورند. و این روند، به طور کلّی، تا انتهای فیلم حفظ می‌شود. در عوض این فیلم، به خوبی، سکانس درخشانِ فیلم «ضربه»- نخستین تجربۀ درام نواختن پسرکِ فیلم، در گروهِ آن معلّم خوفناک موسیقی- را به یاد می‌آورم و نقش مهمّ تدوین آن را. در آنجا، تدوینِ بسیار سریع، نقشی بسیار مهم در شکل‌گیری یکی از بهترین تنش‌های چند سال اخیر سینما داشت. من همچنان دوست دارم نام «دیمین شزل» را با فیلم خوب و غیرمنتظره‌اش، ضربه، به یاد بیاورم؛ نه با «لالالند» و نه با «نخستین انسان». تنها، امیدوارم که شزل نیز به سرنوشت خیل انبوه فیلمسازانِ با استعدادی که در هالیود هرز رفتند، دچار نشود. چرا که او یک فیلم درست و حسابی در کارنامۀ فیلمسازی‌اش دارد؛ به همراه یک شخصیتِ ماندگار تاریخ سینما- فلچر با بازیِ جی. کی. سیمونز.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۵۸
علیرضا حنیفی


نمایش خانۀ برناردا آلبا | علی رفیعی | نمایش‌نامه از فدریکو گارسیا لورکا | ۱۳۹۷

 

نقد نمایش

ارزیابی: فاجعه

 

 «اتلاف پول و سرمایه»

 

واقعیت‌اش اینقدر تئاتر نمی‌روم. گاهی اوقات ممکن است در سال یک نمایش هم نبینم. شاید در کل عمرم زیر سی نمایش‌نامه خوانده باشم. این مقدار هم، به گمانم، ناچیز است. سواد تئوری هنرهای نمایشی هم ندارم. با این پیش‌زمینه آیا حق دارم از نمایش اخیر آقای دکتر، «علی رفیعی»، منزجر باشم؟ آیا حق دارم از نمایشی که دراماتورژش «محمد چرمشیر» بوده ابزار تنفر کنم؟ ابتدای نمایش کمی خوف پولم را داشتم که مبادا حرام شود. حقیقتا کم پولی هم نبود. امّا، از اواسط کار، تنها، آروزی تمام شدن نمایش را داشتم. به گمانم از اواسط نمایش هر بار که نور صحنه خاموش می‌شد، از خودم می‌پرسیدم آیا ممکن است که دکتر لطف کرده باشد و نمایش را زودتر تمام کرده باشد؟ البته این لطف شامل من و دوستم، فرهاد، نشد و تمام مدتِ طولانی نمایش دو ساعت و خرده‌ای را محکوم به تماشا شدیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۷ ، ۰۱:۳۱
علیرضا حنیفی



فیلم بلند داستانی همه می‌دانند | اصغر فرهادی | فیلمنامه از اصغر فرهادی | ۲۰۱۸


نقد فیلم

ارزیابی: فاجعه


«آن‌گاه که نسبی‌انگاری رُخ می‌نماید!»

 

اگر این مطلب را با این هدف می‌خوانید که ستایش‌هایی نثار فرهادی شود، راه را اشتباه آمده‌اید. و یا اگر انتظار مقایسه بین فیلم‌های فرهادی را دارید، باز هم راه را اشتباه طی کرده‌اید. این نوشته به طور خاص به فیلمِ افتتاحیۀ جشنوارۀ کن توجه دارد. و اگر اشاره‌ای هم به فیلم‌های دیگر فرهادی شود، تنها، کلی‌نگری‌ای به کارنامۀ فیلمسازی «اصغر فرهادی» است. از طرفی این نوشته سعی دارد مخالفت با سینمایِ(؟) اصغر فرهادی را به مرحلۀ جدیدی وارد کند؛ مرحله‌ای که صرف غافلگیری‌های فیلمنامه و یا دوربین روی دست، دلیلی برای بد دانستن فیلم نباشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۷ ، ۱۴:۳۶
علیرضا حنیفی